يادتونه براتون از يه عزيزی گفتم که دل يه جونو بدجوری شکسته بود؟اون عزيز همين گلی خانم ما بود که يه چندوقتی بود بدجوری گرفتار اضطراب شده بود و اصلا آرامش نداشت و مدام خودشو آدم بدی ميديد و همش فکر می کرد بابت اين اشتباهی که مرتکب شده هيچوقت بخشيده نميشه.هرچقدر هم من بدبخت بهش می گفتم آروم نميشد که نميشد و روز بروز حالش بدتر ميشد و همش مريض بود تا اينکه چند شب پيش خواب حضرت معصومه رو می بينه و همه چيزو براش تعريف می کنه و ازش می خواد واسطه بشه که خدا اونو ببخشه.اشون هم ازش می پرسن در اين راه حاضری از چه چيزهايی بگذری؟قيافه؟خانواده؟...؟گلی ميگه از همه چيز.هرچی که لازمه.حضرت معصومه بهش ميگن تو يه تصادف می کنی همين روزا و بعد از اين تصادف ديگه همه چی تموم ميشه و فقط بايد قول بدی که هيچوقت در صحت ايم مسئله شک نکنی و يقين داشته باشی که بخشيده شدی.گلی می گه باشه و فقط ميمونه نوع تصادف و عمق فاجعه.چندتا صحنه جلوی چشمش نمايش ميدن که گلی خودشو در تصادفهای مختلف با شدتهای مختلف می بينه.يکيش تصادف با موتور بوده با کمترين نوع آسيب ديدگی.يکيش رفتن توی کما بوده و خلاصه خيلی بوده ازش می پرسن برای کدوم يکی حاضری؟ميگه هرکدوم که حقمه.هرچقدر که حقمه حاضرم سرم بياد.فقط حضرت ازش می خوان که بعد از سلامتی کامل حتما گلی بره حرم ايشون.(جايی که تاحالا تو عمرش نرفته.اين بابا نمازم نمی خونه آخه)گلی ميگه چشم ولی اين خواب ۳ شب ديگه به همين صورت تکرار ميشه تا اينکه ديروز ظهر قبل از اينکه خونه رو ترک کنه زنگ زد به من و برام تعريف کرد خوابهاشو.گفت نمی خواسته حتی به من هم بگه ولی می ترسه تصادفش سخت باشه و می خواست که من درجريان باشم که بتونم مواظب مامان باشم.فقط نگران مامانم بود.من اول که شنيدم حالشو گرفتم که اين حرفها چيه؟همه خواب می بينن و ... ولی وقتی گفت خانومی که تو خواب می ديده حضرت معصومه بوده کم آوردم.بماند که چقدر من گريه کردم ديروز و بر من چها گذشت.شب که برگشتم خونه ديدم به به! گلی خانمدراز به دراز روی تخت افتاده و پا تو گچ و فشار پايين (روی ۴ بوده توی بيمارستان) کم کم ۱۰ روز اسراحت مطلق.فکر کنين من چه حالی شدم وقتی رسيدم؟ولی الآن خداروشکر می کنم که حالا که اين اتفاق افتاد حداقل با کمترين شدت بود می تونست خيلی بدتر از اينها باشه.خودشم الآن خيلی حالش خوبه و روحيش عاليه.خيالش راحت شده ديگه هرچند که همه جاش درد می کنه ولی درد روحی خيلی بدتر از درد جسميه.
توروخدا بازم براش دعا کنين.
