آناهیتا

صفحه نخست
تماس با من
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

نویسندگان وبلاگ
آناهيتا


آرشیو وبلاگ
مهر ٩٠
تیر ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
مهر ۸٩
دی ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤


لینک دوستان
من او
يه بوس كوچولو
سائده
آريوبرزن
نسرين
خاتونك
شب ، کویر ، سکوت
دلواپسی های یک مشاهده گر
نگاهي از دور
نكته دان
منطقه امن
شمان
شري
مرد معمولی
شکلات
مهرآئین
محيا
چند قدم نزدیکتر به خدا
انسانم آرزوست
سکوت سرشار از ناگفته هاست
مهر و وفا

آمار و خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  


 

بسان چشمه ساری پاک ماندم

نهان در سنگ و در خاشاک ماندم

هوای آسمانها در دلم بود

دريغا همنشين خاک ماندم

 

سياوش کسرايی


نویسنده : آناهيتا ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ :: سه‌شنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٤


 

بزرگ کسی است که نه فرمان دهد نه فرمان پذيرد


نویسنده : آناهيتا ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ :: یکشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٤


حد زهد

سلطان العارفين بايزيد بسطامی-رحمه- گفت: هيچکس بر من چنان غلبه نکرد که جوانی از بلخ از حج می آمد مرا گفت: يا بايزيد! حد زهد نزديک شما چيست؟ من گفتم: چون بيابيم بخوريم و چون نيابيم صبر کنيم.

گفت: سگان بلخ همين صفت دارند.

پس من او را گفتم حد زهد نزد شما چيست؟

گفت: ما چون نيابيم صبر کنيم و چون بيابيم ايثار کنيم.


نویسنده : آناهيتا ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ :: دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤


حج راستين

نقل است که گفت(بايزيد بسطامی) : مردی پيشم آمد

 و پرسيد که کجا می روی؟ گفتم: به حج. گفت: چه داری؟

 گفتم دويست درم. گفت: به من ده و هفت بار گرد من بگرد

 که بچگان دارم و دست تنگم که حج تو اين است. چنان کردم و باز گشتم .


نویسنده : آناهيتا ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ :: شنبه ٥ آذر ،۱۳۸٤